تبليغاتX
و...یکی بود یکی نبود - مدیریت بحران

و...یکی بود یکی نبود

امروز ژورنال کلاب داشتیم و دکتر قاف هم آمده بود. دکتر قاف به نظرم از نظر منش و شخصیت پزشکی خداست. البته تو این بیمارستانی که الان هستم اکثر اساتید و شاید بهتره بگم همه شون آدمائی هستن که حرف واسه گفتن دارند و تو می تونی فقط از نگاه کردن بهشون لذت ببری . مثل همون تاثیری که دکتر فرخ سعیدی و دکتر رهبر یه زمانی روی من داشتند. باید بگم از اول رزیدنتیم حسرت به دل دیدن یه همچین استادائی بودم. و فکر می کردم یافت می نشود ... اما انگارهنوز هم یافت می شود. خوب وقتی آدم می بینه استادش بدون اینکه منتی داشته باشه خودش روز تعطیل پا می شه به خاطر یه مریض میاد بیمارستان و ویزیتش می کنه. یا برای جواب آزمایشش بعدازظهرچندبارزنگ میزنه و سوال می کنه .ناخودآگاه تو هم به جائی می رسی که به خاطر مثلا اکسیژن هیپرباریک در درمان مریض دیابتیک فوت و پیوند کلیه ایت حتی وقتی خونه ای به اینور و اونور زنگ بزنی و تحقیق کنی که چقدر اثر داره یا چقدر هزینه بره . یا مثلا روز بعدازکشیکت تا بعدازظهر بمونی تا از خانمی که بعدازظهر میاد پرونده ی قبلی مریضتو بگیری بدون اینکه کسی مجبورت کرده باشه یا ازت خواسته باشه  وبدون اینکه احساس کنی کسی داره ازت بیگاری می کشه و این دقیقا عکس بیمارستان "هرکی هرکی"ه که بخش قبلیم اونجا بود.دربیمارستان "هرکی هرکی"  مدیریتی وجود نداشت همکارای محترم طب اورژانس تا می دیدند مریض یه کم بدحاله بدون توجه به اینکه ممکنه نیاز به آی سی یو داشته باشه مریض رو نیمه های شب در هر جایی  از بیمارستان که می شد اکسترا زد!!! می خوابوندند.یه باره می دیدی مریض CO2 narcosis با یه Pco2=120 رو اکسترا زدند در راهروی یه اطاق 6 نفره جلوی در دستشوئی و پوزیشن تخت هم طوریه که سمت راست تخت مریض چسبیده به دیوار و تو باید چپکی مریض رو معاینه کنی!!! اونم تازه چی؟! توبخش چشمی خوابیده که پرستارش فقط بلده قطره بریزه تو چشم!!!!!چرا؟چون وزیربهداشت و درمان یه روزکه واسه بازدید سرزده اومده بیمارستان، دیده مریضا تو اورژانس ناراضین چون تخت خالی برای بستری کردن نبوده اونوقت چیکار کرده؟ قانون کرده که هرجائی که شد! مریضا روبستریشون کنید و اکسترا از اون موقع کشف شده. انگار وزیر بهداشت فکر میکنه وقتی تعداد تختای یه بیمارستان محدوده مشکل فضای خالی و تعداد تختاست!!!!! این شده که در بیمارستان "هرکی هرکی" سه تا چهار برابر ظرفیت مریض بستری می شه و تعداد پرستارا یک به ازای بیست مریض در شرایط خوبشه و اینه که تو هیچ وقت نمی بینی که یه پرستار کاردکس به دست سر ویزیت بیاد.دیگه چه برسه به اینکه بخواد از تشخیص مریض خبر داشته باشه.

 بگذریم همینکه یادم می افته که دیگه پامو تو اون بیمارستان نمیذارم خوشحال می شم.آره بگذریم داشتم در مورد ژورنال کلاب امروزمی گفتم که خیلی از همکارا ناراضی بودند که چیزی یاد نگرفتیم .اما من ازش خوشم اومد.موضوعشو دکتر قاف انتخاب کرده بود در مورد زمین لرزه و گروهی که از سال 1988 برای جلوگیری از Acute Kidney Injury در حوادث و بلایا تشکیل شده و هدفش مدون کردن یکسری اصول در شرایط بحرانه و برای جلوگیری از نارسائی کلیه و درمان اون در بیمارانی که دچار رابدومیولیز شدند تشکیل شده. من تو طرحم موقع زلزله ی بم به وضوح دیدم که تو شرایط بحران خیلی از مسائل و دوراندیشی ها غیرممکنه و miss میشه مگر اینکه از قبل پیش بینی شده و الگوریتمی برای اجرای قدم به قدم وجود داشته باشه و اصلا جایگاه الگوریتم ها برای روبه رو شدن در شرایط بحرانه که تمرکز فکری و قدرت تصمیم گیری کاهش پیدا می کنه. و بعد صحبت شد که در تهران هم قراره سوله ای مستقل از بیمارستانها و خدمات شهری زده بشه برای یه همچین شرایطی. یادمه موقع زلزله ی بم به خاطر کراش اینجری ما سریع از مریضا رگ می گرفتیم و نرمال سالین می ذاشتیم اما چون تعداد مریض به نسبت نرس خیلی زیاد بود تعویض این سرمها طبق دستور انجام نمی شد در حالیکه تیمهایی که از امریکا اومده بودند سرمهای 5 لیتری نرمال سالین به شکل بگ داشتند که حمل و نقل راحت تری داشت و احتیاج به تعویض کوتاه مدت هم نداشت وبه این می گن یه جور مدیریت بحران.

 البته در نهایت دکتر قاف گفتن زلزله هایی که در ایران اتفاق افتاده هم در رودبار و هم در بم از نظر سرعت تخلیه وانتقال بیماراحتمالا به خاطر پشتوانه ی یه جنگ طولانی مدت رکورد دار بوده و آمارهامون در کل چندان بد هم نیست.ولی خوب در ایران داشتنKey man یه مساله است .Key man به کسی" در سیستم خدمات پزشکی" گفته میشه که در شرایط بحران ابزارتام مدیریت داشته باشه. یعنی بتونه تصمیم بگیره فلان هواپیما از فلان جا در فرودگاه مهرآباد بشینه . که خوب معمولا این اختیارات درایران به راحتی و بر مبنای لیاقت به کسی داده نمیشه.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 19:48  توسط cardio  |